مولانا شخصیت ربانی داشت
مولانا شخصیت ربانی داشت

سحر محمدی، خواننده و مدرس موسیقی سنتی از آن دسته هنرمندان جوانی است که مسیرش را به درستی پیدا کرده است. بزرگداشت مولانا، بهانه ای شد تا بتوانیم با وی به گفتگو بنشینیم.

نسل جوان ارتباط روانی خوبی با مولانا برقرار می کنند

حضرت مولانا از انسان های ربانی و در حد نهایت کمال بشریت بود و انسانی کامل در معرفت و عشق، که با خویشتن داری و توجه به خویشتن خود به خدا رسید. هر آنچه از خود باقی گذاشت برای نسل های بعد زمینه ساز راه و روشی شد که قرن ها میلیون ها انسان را به تکامل رساند. این مسیر همچنان ادامه دارد و نسل جدید ارتباط خیلی روانی با مولانا برقرار می کنند. قطعا همه می دانیم مولانا و شمس از مفاخر تاریخ فرهنگ این مرز و بوم و افتخار ما هستند و اگر بخواهیم این عشق و معرفت بی ریا و بکر را که لازمه آن ریاضت بسیار در این مسیر هست واکاوی کنیم، احتیاج به یک ممارست طولانی مدت داریم.

 

ذات خدا را در هر چیزی می دید

مولانا یک شخصیت ربانی داشته و از نظر من ذات خدا را در هر چیزی می‌دید و به مرحله ظهور می‌رساند. آن چیز می‌توانست یک شخص یا حتی یه گل زیبا باشد.  بیتی دارند که می گویند:  بیا تا عاشقی از سر بگیریم/ جهان خاک را در زر بگیریم … دکان نعمت از باطن گشاییم/ چنین خو از درخت تر بگیریم. این می تواند عصاره جانم را بیان کند که ببینید مولانا چه کسی بوده است. من یک مدرس هستم و با مردم ارتباط نزدیک تری دارم از این جهت می بینم که چه توجه خاصی به عشق بی ریا، روان و صریح مولانا دارند. با این که اشعار مولانا قدمتی قدیمی دارد اما انگار زبان حال برای تمامی جوانان است و باعث ترغیب آنان به خواندن اشعار مولانا می شود.

 

تخلص خموش

من فکر می کنم مولانا تخلص خموش یا خاموش داشت. به این خاطر که این شاعر همیشه در برابر هر چیزی، مثل ظلم و ستم سکوت پیشه می کرد به وی اختصاص داده شد. او اهل گفتار و کنکاش با دنیای بیرون و همچنین اهل تملق و خودشیفتگی و اهل تظاهر نبود و در کل اظهار نظر نمی کرد. در اصل وارستگی افتادگی و در واقع تفکر به خود داشت. رابطه شمس تبریزی و مولانا بسیار بزرگ است. همونطور که می دانیم، مولانا برجسته ترین دنیای انسانیت است. از دید من گاهی که برخی روایت ها در مورد ایشان می شنوم، می گویم مگر می شود یک انسان اینقدر بی ریا خالص و بی تکلف باشد؟ بنابراین ببینید شمس چه شخصیت والایی بوده که با آن همه بزرگی مولانا شیفته وی شده که در توصیف نمی گنجد. استفاده از اشعار مولانا بسیار جسارت می خواهد. من در یکی از کارهایم از اشعار مولانا استفاده کردم. به جرات می توانم بگویم تنها کسی که تاثیرگذار بود، توی همگانی کردن مولانا با موسیقی زیبای وطن بود استاد کیخسرو پورناظری بود که آمد این اشعار را به نسل جوان و باعث شد کتاب های مولانا که در ظاهر سنگین می نماید، مثل دیوان شمس، در قالب یک موسیقی عرفانی برای عوام مطرح شود و خیلی راحت تر می توان ارتباط برقرار کرد. استاد کیخسرو پورناظری از تاثیرگذارترین اساتیدی هستند که اشعار مولانا را همه گیر کردند.

 

استفاده از اشعار مولانا جسارت می خواهد

در احتیاج و استغناء معشوق است. استفاده از اشعار مولانا جسارت می خواهد و من هنوز به آن درجه نرسیده ام که هر دم کتاب مولانا را بگشایم. اما احساس می کنم عشق قابل لمسی در گفتارش است. حافظ عاشقیش همراه با معرفت و رندی است، خیلی کنکاش باید شود و زیرکی باید داشت تا بتوان معنی ابیات وی را درک کرد. سعدی نیز خیلی عاشق و عشقش کف دستش بود ولی مولانا دنیایش خیلی ربانی و خالص بود. نمی توان توصیفش کرد. عطار نیشابوری در آن زمان وقتی مولانا را می بیند، به پدرش می گوید، ایشان پیشانی بلندی دارد و جهان را به دست می آورد.

خبرنگار: سودا احمدپور