خانه ای برای ماندن
خانه ای برای ماندن

امیر رجایی - کارشناس ارشد معماری

امروزه اثر مدرنیزه شدن را به طور مستقیم در دگرگونی معماری ساختمان‌ها، به صورت ساخت بُرجها و آپارتمان های سر به فلک کشیده می توان مشاهده کرد. تغییر معماری سنتی و تبدیل آن به برج سازی و آپارتمان نشینی را می توان چنین بررسی کرد.

از جمله نمونه هایی که در زندگی آپارتمانی و سنتی می توان با هم مقایسه کرد، شکل ساختار محل این دو نوع زندگی است. در خانه های امروزی از روابط همسایگی خبری نیست چراکه معماری خانه هایمان باعث جلوگیری از روابط همسایگی شده.

زندگی سنتی، با وجود سادگی، زیبایی و طراوت فراوان دارد؛ زیرا در معماری اسلامی، ضمن توجه بسیار به زیبایی، از به کارگیری عناصر غیرضروری خودداری شده است. این سادگی و زیبایی، در برقراری روابط همسایگان تأثیر بسزایی داشته است،برخلاف معماری جدید که به لوکس سازی و تزیینات اضافی و آراستن های بیجا هم توجه دارد و با وجود این، طراوت و شادابی کمتری دارد. معماری سنتی، در گشایش روح و روان و ایجاد بلندنظری افراد تأثیر فراوانی داشته است.یکی دیگر از چیزهایی که در ساختمانهای امروزی به دست فراموشی سپرده شده، روش استفاده از نور طبیعی است.

مهمتر از دگرگونی های فیزیکی که در ساختمانهای امروزی به چشم می خورد، دگرگونی های معنوی و روحی روانی است و مسکن امروزی به طور کامل با خانه های سنتی تفاوت دارد. در خانه های قدیمی فرد برای رسیدن به اعضای خانواده با طی طول مسیر فرصتی برای جدا شدن از محیط بیرون و امیختن به محیط درون داشت.

در ساختار سنتی، حیاط بزرگ و نوع زندگی در این خانه ها به کودکان فرصت بیشتری می داد تا حس کودکانه خود را ارضا کنند و از این راه بتوانند با اجتماع ارتباط بهتری برقرار کنند و خود را آماده پذیرش نقشهای مشارکتی در جامعه سازند.

در خانه های آپارتمانی، فرزندان و کودکان در محیطی بسته، مجبورند برای رعایت کردن حال همسایگان، خود را با فضای موجود سازگار کنند و با خاموش کردن احساس کودکانه، فشار روانی زیادی را تحمل کنند.

در خانه های آپارتمانی، نان آور خانه به محض ورودش، تنها با باز شدن در، فاصله بیرون و درون خانه را می پیماید و در نتیجه، آثار خستگی کار بیرون از خانه، در چهره، رفتار و نوع برخورد او باقی می ماند و زمینه ناخوشایندی را در خانه پدید می آورد.

زندگی آپارتمان نشینی، از صفا، صمیمیت، عفت، نجابت، آرامش و اطمینانی که در زندگی سنتی موج می زد، کاسته است و سبب رو آوردن افراد به گوشه نشینی، تجمل گرایی و بیگانگی همسایگان از یکدیگر شده است.

توجه نداشتن به روحیه ایرانی و اسلامی مردمان کشور و تقلید کورکورانه از فرهنگ غرب، ما را به سویی کشانده که مانند غربیان درساخت خانه ها، تنها به فیزیک خانه، معماری و دکوراسیون آن توجه کنیم، و خانه برایمان نقش یک ماشین را پیدا کرده، در صورتی که ما خانه را دارای روح و جان می دانیم و برای خانه و خانواده، جایگاه والایی قائلیم.

اعتراف ساکنان مجتمع های مسکونی، گویای این مطلب است که امروزه آپارتمان نشینی از روابط عاطفی میان همسایگان کاسته و معماری جدید، امنیت افراد را به خطر انداخته است. قلمرو و حریمهای خصوصی، نیمه خصوصی و عمومی، تعریف نشده است و اشِراف غیرارادی بر فضای مسکونی، همواره اعضای خانواده را در برابر دید بیگانه قرار می دهد.

خانه های مدرن، تفاوتهای زیادی با خانه های قدیمی دارد؛ در خانه های قدیمی، بین فضاهای خصوصی و مشترک، تمایز وجود داشت، ولی اکنون در خانه های مدرن، با باز کردن درِ خانه، وارد زندگی خصوصی صاحبخانه می شویم

آفت مهمان گریزی نیز از دیگر ویژگی های این نوع سبک جدید زندگی است که حاصل تجمل گرایی، فخرفروشی و خودنمایی است و سبب می شود افراد، کمتر به دیدار یکدیگر بروند و از هم خبر بگیرند؛ برخلاف زندگی قدیم که بی آلایشی، سادگی و صمیمیت، آنها را به یکدیگر نزدیک کرده بود.

 

امیر رجایی